الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
234
الغدير ( فارسي )
امينى گويد : از عبد اللَّه پسر داود خرمافروش بگوئيم كه به گفتهء بخارى در او جاى سخن است و ابو حاتم گفته : در كار خود استوار و نيرومند نيست و گزارشهاى او سخنان نكوهيده است و حاكم ابو احمد گفته : در نزد حديث خوانان به استوارى شناخته نشده و نسائى گفته : نكوهيده است و ابن حبان گفته گزارشهاى بسيار ناپسنديده اى دارد و گزارشهاى نكوهيده را از زبان كسانى كه آوازه اى دارند بازگو مىكند و روا نيست كه حديث وى را پشتوانه گيريم ، دارقطنى هم او را نكوهيده شمرده است ( 1 ) . دربارهء عبد الرحمن نيز بشنويد كه يحيى پسر معين گفت كسى به اين نام نمىشناسم و چون ابراهيم پسر جنيد اين حديث بر وى خواند يحيى گفت : عبد الرحمن را نمىشناسم و حديث را ناشناخته و نكوهيده شمرد ( 2 ) . و اينها بود تا در سدهء هشتم حريفيش دانا بيامد و در ص 388 از نگاشتهء خود « الروض الفائق گلزارهاى برتر » داستانى ساختگى جاى داد در برترى سرور ما فرمانرواى گروندگان و بوبكر - هر دو - و آن را گزارشى در برترى بوبكر از زبان على - درود بر او - شمرد . به اين گونه : بوهريره گفت بوبكر راست رو و على پسر ابيطالب - خدا از آن دو خشنود باد - روزى به خانهء برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - شدند على به بوبكر - خدا از آن دو خشنود باد - گفت : تو پيش بيفت و نخستين كسى باش كه در را مىكوبد ، در اين باره نيز پافشارى كرد ولى بوبكر گفت على ! تو پيش بيفت ، على گفت من بر مردى پيش نمىافتم كه دربارهء او از برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - شنيدم مىگويد : پس از من ، خورشيد بر هيچ مردى نتافت و از كسى روى بر نتافت كه برتر از بوبكر راست رو باشد ، بوبكر گفت من بر مردى پيش نمىافتم كه از برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى و خاندانش - شنيدم دربارهء او مىفرمود :
--> ( 1 ) ن - « تهذيب التهذيب » ج 4 ص 200 ( 2 ) ن - « لسان الميزان » ج 3 ص 448